در سه سال و سه ماهگی

 

  • من دابادو  دوست نداشتم، کُشیدمش.  
  • این چه وزنیه (وضعیه) بچتون درست کرده؟

 

  • مادر چرا دستای آدم تو حموم راه راه میشه؟!

 

  • هوچهر سرگرم خوردن شیر با نی شیر است.

          هوچهر: مادر نمی خوام توش خال داره، هی خالاش میاد تو دهنم!

 

  • دخترک دارد همراه خاله اش پازل می سازد و من با خاله محترم حرف می زنم.

         مادر حرف نزن هی حواس پازلمو پرت می کنی!

 

  • مادر اگه نرم حموم مثل بوبی بوگندو چکل (کچل)میشم؟!

 

  • مادر صندلی ماشینم جگ (کج) شده، میشه درستش کنی؟! (که البته جاده شیب داشت!)

 

  • مادر ببین! من همیشه مثل مری مربتب (مرتب) اتاقمو مربتب می کنم!

 

  • هوچهر: مادر شالتو به من می دی؟

          من: نه عزیزم می خوام برم بیرون احتیاجش دارم.

          هوچهر: مادر شالتو بده، من الان تندی عروسی می کنم بهت می دمش!

 

  • دخترک این اواخر زیاد با آقای شیر وقت گذرانده و من بیرون از خانه بوده ام. رسیدم منزل و می خواستم بنشینم کنار آقای شیرم.

          هوچهر(در حالیکه دستانش را دور گردن پدرش حلق کرده بود): برو اون ور! این داماد منه، برو برا خودت یه داماد دیگه پیدا کن! ما سه تا هم بچه گرفتیم، الانم مهدکودکن!

 

           از آن پس هم هر بار از دخترک نام دامادش را بپرسید، نام آقای شیر را می گوید! بعد من نشسته ام اینجا  و داد سخن می دهم که چرا زنان خودشان به خودشان رحم نمی کنند!

 

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
هنا

اون قسمت سه تا بچه گرفتنش با اقای شیر معرکه بود! × پست قبلی و حرف هوچهر کلی به فکر فروبردم...

مریم-مامان آوا

قربون اون زبونت برم که تنهایی اینقدر تو خونه خندیدم از دستت...ولی می دونی چی برام جالبه ؟ اول اینکه آوا هم به مرتب می گه مربتب ! بعد هم اینکه اونم همیشه باباش دامادش می شه بچه هاشون هم مهد هستند!!!! منتظرم زودتر ببینمت دختر مینیاتوری وبلاگستان..هوچهر خوشگلم!

لیلی

چشم دلت روشن باشه که دخترت شال تو رو می اندازه رو سرش روز عروسی!!!!![نیشخند] عزیییییییییزم[بغل]

آزاده

خیلی این خانم کوچولوی شما رو دوست دارم ببوسش شیرین زبون رو از طرف من.[ماچ]

شراره

بلاگ اسپات هنوز فیلتره بچه ها از سه سالگی به بعد به والد غیر همجنس گرایش پیدا میکنند و ما باید این گرایش را در یک حد تعادل نگه داریم که بچه اجساس نکنه والد غیر همجنس را تصاحب کرده

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم به هر طریقی که باشه میاییم و نوشته هات رو می خونیم. چرا می خواهی یه خانواده رو متلاشی کنی 3 تا بچه رو اواره کنی/ شما برو به کارهای بیرون برس.[قهقهه]