فقط من و مادر

 

از کتابخانه برای دخترک فعالیت های گوناگون گرفته ام. یکی از آنها ساخت کلاه است. در کیت مربوطه لوازم برای دو کلاه موجود است.

 

هوچهر: من می خوام دوتا کلاه تولد درست کنم، برای وقتی که شما برام خواهر به دنیا آوردی، بعد تولدش بود. کلاه صورتی رو می دم به خواهرم. 

(رنگ صورتی را بیش از قرمز دوست دارد)

آقای شیر: حالا اسم این خواهرت چی هست؟

هوچهر: هنوز اسم نداره، حالا هر وقت اومد تو دل مادر براش اسم انتخاب می کنیم.

آقای شیر: اسمشو کی انتخاب می کنه؟

هوچهر: فقط منو مادر!!!!

.

.

.

.

 خودش تنهایی تصمیم گرفته که ما فرزند دیگری داشته باشیم و البته دختر باشد و صد البته کلی به من لطف دارد که می خواهد من هم در انتخاب نامش شریک باشم و تنهایی اسمش را انتخاب نخواهد کرد!

 

 

 

/ 6 نظر / 19 بازدید
مامان سارا

اخی، دنیایی دارن این بچه ها امیدوارم به آرزوش برسه هر چه زودتر

میمم

اینجارو که که می خونم همش به اون روزایی فک می کنم که قراره خودمم مهاجر بشم و آیا اینا رو تاب نیارم...چقدر باید صبور بود و برای ماندن و نه فقط رقتن انگیزه داشت..... دختر نازنین رو می بوسم.

آزاده مامان آرش

mibini inja hame cheghad bache daran ,man ke vaghean nemitunam be dovomi fekr konam:)

نونوش

از من هم همین درخواست شده ...فقط هم خواهر

الناز

شما یک گام جلوترید. دختر ما در مورد اسم هم نظرمان را نخواسته.

پریسا

میبینم که یک پروژه بهت اساین شده. :)