لبخند لطفاً

دارم کم کم خو می گیرم به زندگی از جنس دیگر. سرعت اینترنت روزهای اول به وجدم می آورد. به سرعت همه صفحات مورد نظرم را باز می کردم. کم کم دانستم که اینجا سرعت زندگی هم همانند اینترنتش به شدت بالاست و صد البته محتاج چنان سرعت اینترنتی. اینجا کلاً آنلاین زندگی می کنی و یک جایی آن وسط مسط ها داخل وب پیج ها نشسته ای، لیوان چایت را که لابد کم کم پر از قهوه ای که بیدار نگهت دارد خواهد شد، در دست گرفته ای و به سرعت محتاج این سرعت بی حد و حصری که بدانی مردم کدام برنج آمریکایی را ترجیح می دهند، فلانی در مصاحبه کار فلان شرکت چه کرده است و چه اطلاعاتی می توانی جمع آوری کنی، درباره مدرسه نزدیک خانه مردم چه نوشته اند. اما وقتی می روی که برنج مورد نظر را بخری یا مدرسه بچه را از نزدیک ببینی، هیچ کس نیست. تنها ماشین هایی هستند حامل انسان هایی که اگر به جای آنها رباط نشسته باشد یا عروسک پارچه ای، برایت زیاد تفاوتی نخواهد کرد. بوی زندگی دیگر آنجا به مشام نمی رسد. زندگی رفته است قاطی دنیای مجازی. همه چیز درهم و برهم است و نمی شود گفت کدامیک حقیقی است و کدامیک مجازی.

دوستانت روی صفحه فیس بوکت زندگی می کنند، زیاد فرقی نمی کند دوستت کجای دنیای واقعی نشسته؛ ایران است، کاناداست، نروژ است یا همین کوچه بغلی است، فاصله ها یکسان است و همه به اندازه یک کلیک یا حرکت انگشت روی صفحه موبایلت با تو فاصله دارند و در دنیای حقیقی فرسنگ ها فاصله دارید.

کم کم عاطفه ات هم عادت می کند که مجازی باشد.

تنها فراموش نکنید اگر پایتان به اینجا رسید رباطی باشید که به همه لبخند می زند، اینجا پسندیده نیست چشمتان در چشم انسان دیگری بیفتد و لبخند نزنید.

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
ارسال نظر شما به وبلاگها

با سلام. ما متن دلخواه شما را به هزاران وبلاگ میفرستیم. واز این طریق شما با هزاران وبلاگ تبادل لینک کنید ولذت افزایش امار وبلاگ خود را ببرید. بعد از ارسال متن خودتان منتظر انبوهی نظر در وبلاگ خود باشید. افتخار ماست که با هزینه ای اندک و زمانی کوتاه خدمتی به شما عرضه کنیم. http://nazarblog.blogfa.com/

پریسا

بهرحال با لبخند بهتر از بدون لبخنده. نه؟ لبخند حتی اجباریش, فایده نداشته باشه, ضرر حتما نداره. میدونی من متوجه شدم که همون عادت به لبخند زدن و لبخند دیدن, یواش یواش آدم رو شادتر میکنه.

شادی

من همون لبخند مجازی را ترجیح میدم به اینکه تو ایران وقنی یکی تو را میبنه همش در حال وراندازی و....

مامان امیرسام

برچسب پست هایت وقتی میرود حوالی مهاجرت فقط میخوانمشان. مهاجرت جسارت و شجاعت بزرگی میخواهد که من هیچوقت در زندگی ام نداشته ام و نخواهم داشت. اما میدانم که تو راهش را پیدا خواهی کرد . راهی که بتوانی از همین لبخندهای مجازی هم واقعی لذت ببری. امیدوارم همیشه موفق باشی در زندگی ات.

هنا

آسای عزیز..بنویس. ازین روزهایت بنویس... نه چند هفته که چند ماه آدم هر روزش فکر می کند که بیشتر از روز قبل عادت کرده و خو گرفته، چم و خم زندگی نوع دیگر را یاد گرفته و نکات آدمهایی از جنس دیگر را درک کرده. نوشته های هر مهاجر مثل یک مستند فرایند مهاجرت را نشان می دهد، اگرچه به گمانم برای هر مهاجر این تجربه منحصربفرد است اما مشترکاتش هم کم نیست. کتابی که دوستان سفارش کرده اند را اگر بخوانی متوجه منظورم می شوی. همان همنام جومپالاهیری را می گویم. هرکجا که هستی آسمانت آبی عزیز.

مامان آرمان

از اون پست های فوق العاده در توصیف انجا که هستی .....نگاهت و قلمت دوست داشتنی است آسا جان

زرافه خوش لباس

من میگم باید این مفهوم مجازی بازتعریف شود الان خیلی چیزها در دنیای مجازی واقعی است. من دلم برای دوست مجازی ام پر می کشد. یک نفر با یک نفر دیگر در یک چت روم آشنا می شود و عاشق می شود و شاید تا آخر عمر با هم زندگی کنند پس مجازستان دیگر درگاهی است که به کمک واقعیت آمده است.

sara

Daghighan zendegi dar Europe va U.S. hamintore ke tozih dadi. Hamoontor ke midooni mohajerat ye chizaee behet mide va ye chizaee ro az dast midi. bayad bebini ke too zendegi kodoom arzeshha barat mohemtaran. Omidvaram movafagh va shad bashi