شنل قرمزی

 

 

 

 

در راستای شنل قرمزی بودن هوچهرک، چندروز پیش در حمام مثل همیشه پس از شستن سرش گریه و شیون به راه انداخته بود اما این بار مادام می گفت: شنل قرمزیم خراب شد!

 

بعد دانستم که موهایش را شنل قرمزش می شناسد و قول سشوار کشیدن موهایش را به او دادم.

 

پس از حمام بی حوصله موهایش را سشوار کشیدم. اما هر بار دسته ای  از انبوه موهای فرفری اش را که هنوز نمدار بودند، نشانم می داد و می گفت: نه هنوز شنل قرمزیم خرابه! سبز

/ 6 نظر / 2 بازدید
khale shima

madar bozorg nemige yeki bud yki nabud.mige yeki nabud gheiraz khoda hichkas nabud.

delbarak

elahiiiiiii.man mikham gorgh besham biyam on shenel germeziye maloos ro bokhoram.!!

delbarak

[خنده][ماچ][گل]

لیلا مامان لیدا

بچه ها معمولا با یه شخصیت تلویزیونی انس میگیرند و خودشونو جاش میگذارند .جالبه که هوچهر ظاهرا داستان شنل قرمزیو دوست نداره اما عاشق خود شنل قرمزی شده.[لبخند]

مریم-مامان آوا

تو چرا دو تا وبلاگت موازی پیش میرن؟؟ خیلی عکسش نازه ...عکس اون وبلاگ البته بامزه تره!

پریسا

این شنل قرمزی و نمو و دوری و پیشی ملوس رو ببوس. اتفاقا چند وقت پیش مطلبی خوندم در مورد همین سن و اینکه بچه ها خودشون رو جای شخصیت ها می گذارند و می بیینن. می گفت که با اینکار بچه ها یک یا چند ویژگی از اون کاراکتر رو در خودشون تمرین و تقویت می کنند. بد نیست ازش بپرسی که مثلا چه چیزی از شنل قرمزی رو بیشتر دوست داره. مثلا شجاعتش رو یا اینکه مادربزرگش رو دوست داشته.‏ خدا حفظ کنه همه ی بچه ها رو.‏