آجرهای نشسته

آدم بزرگ ها را نگاه می کنم. پرند از کودکی هایشان. و بالطبع پرند از ردی که والدینشان به خصوص مادرانشان رویشان جاگذاشته اند.

بلوز هر کدامشان را بزنی بالا امضای مادرش را خواهی دید!

همه شان با آجرهایی که برایشان روی هم کار گذاشته اند ساخته شده اند؛ آجرهایی از جنس روح مادرشان، اگر مادر مضطرب بوده یا حسود یا آرام یا دروغگو یا بی مسوولیت و بی نظم، همه را فرستاده در روح کودک.

کودک بزرگ شده هیچ زمینه ای برای مضطرب بودن در محیط اطرافش موجود نیست اما مضطرب است، آخر مادرش مضطرب بوده وقتی آجرهایش را در سنین پیش از شش سالگی برایش می چیده.

 

یادمان باشد آجرهای نافرمی (آجرهای خوب همان طور اوریجینال نصب شود لطفاً!) که از تنمان درمی آوریم تا باعشق در تن کودکمان بکاریم را ابتدا بشوییم، هرچند رد رنگ خشممان یا اضطرابمان یا خودکم بینیمان رویشان بماند اما دست کم رنگ تر است و شاید وقتی خودش بزرگ شد بتواند با ردی از حسادت بجنگد اما آجرهای با دانه بندی حسودش را نه می تواند بشوید، نه خارج کند. دیگر ذاتش حسود است! 

 

 

 

 

/ 6 نظر / 25 بازدید
شادی

در مورد اضطراب مطمین تیستم. سعی می کنم ولی آجرهای من پر از نا آرامی است. نا آرامی کودکی همراه با نا آرامی مهاجرت باید وارد صافی بشه تا به کودکمان برسد وچه سخت گاهی

مژگان

سلام. میشه منو لینک کنید؟ مرسی

پریسا

هر وقت به این واقعیت فکر میکنم, پر میشم از احساسات ضد و نقیض. خوب و بد. در رابطه با خودم و مادرم. در رابطه با خودم و دخترهایم. وقتی به آجر های چیده شده ی خودم نگاه میکنم آرزو میکنم که ایکاش اصلا بدنیا نیامده بودم. هر چه هست خوبه که آدم اینو بدونه.

مامان سارا

کاش بتونیم آجرها رو صاف بچینیم و بنایی خوبی به پا کنیم

جودی

چه زیبا نوشتی و چه راست گفتی.مادرانمان با عشق گاه اجرهای ناجور در روحمان کارگذاشته اند.ما چطور اجرشویی کنیم؟

مريم

سلام عزيز هميشه ميخونمت ....و يكجورايي باهات همدردم ... تازه اگه بدوني اين آجرها قبل از ايجاد نطفه هم چيده شده حتي وقت ي هم كه باردار هستي و به يك چيز فكر ميكني اونها همه ميشه ملات ها ي بين اين آجرها ..اون وقته كه ميفهمي چقدر سخته ...