دموکراسی

 

یک متنی مطالعه می کردم. دخترک پیشم دراز کشید، دستانش را دور گردنم حلقه کرد و بوسه بارانم  نمود و من یکی درمیان بوسه ها را جواب می دادم.

آخر کتاب را رها کردم و من نیز خودم را غرق کردم در استخر بوسه های پرآبش. کتاب را سپردم برای لحظاتی که خواب چشمان دخترک را می ربود.

آهسته در گوشش گفتم: شما بزرگ بشی بری دانشگاه من چیکار کنم؟ نمی شه شما بزرگ نشی؟

هوچهر: من برم چی میشه؟

من: دلم برات تنگ میشه.

هوچهر: مادر من اول باید شوهر پیدا کنم یا برم دانشگاه؟!

من: هر کدوم دلت بخواد. اما فکر کنم اول بری دانشگاه بهتر باشه. فکر کنم شوهر بهتری هم پیدا کنی. خب حالا شما اول کدومو می خوای انجام بدی؟

کمی فکر کرد و گفت: خب ب ب اول میرم دانشگاه.

 

باید به بچه ها حق انتخاب داد، ولو اینکه هوشمندانه طوری حق اتخاب بدهیم که گزینه مورد نظر ما را انتخاب کنند. این می شود همان دموکراسی که ما داریم خودمان را برایش هلاک می کنیم!

 

 

 

 

 

 

/ 9 نظر / 35 بازدید
هنا

الهی عزیزم که به شوهر کردن فکر می کنی! * این هوشمندانه گزینه دادنت منو یاد دموکراسی های انگلیسی انداخت [چشمک]

مريم

دقيقاً.... خيلي جواب ميده.... [شوخی]

منصوره مامان نورا

این دقیقا روشیه که من غالبا انتخاب می کنم برای پذیرش اونچه که صحیح تره از طریق نورا و البته با حق انتخاب خودش !! امیدوارم این نوع دموکراسی خودخواهانه و استعمارگرانه نباشه آسا جان ! هیچ دانشی ندارم !...

منصوره مامان نورا

( برای پست قبل ) ای من فدای اون موهای فرفری که غرق پروانه شدن ! ای جانم برای شیرین عسلمون که با مامانش کاردستی درست می کنه . دلم رفت برای هوچهرکمون آسا جان . خدا برامون حفظش کنه الهی .

پریسا

"خواهز جان، خوبش هر وقت پیدا شد باید چسبید" یک کلام از خاله ی عروس. :)) روش دموکراتیکت هم سیاست مدارانه یود. یک وقتهایی بجه ها مچ همین دموکراسی های سیاست مدارانه را هم میگیرند. :)

يه مامان

سلام يه سوال داشتم ببخشيد اگه مشكلي نيست ميشه جواب بدبد شما رشتتون چيه و چه جوري اينقدر سريع اونجا كار پيدا كرديد؟

lili

bravoo.che aali va zood haghighate javameh gharbi ro dark kardi