امید سبز بنفش

به قول مسیح علینژاد: خبرساز انتخابات!
یک-وارد سالن که خواستیم بشیم، از دور یه خانم چادری دیدم. به شوخی گفتم نکنه همون خانم چادریس که دو هفته پیش که از ایران برمی گشتم تو هواپیما بود (پوشش در تمام مدت پرواز، چادر مشکی و مقنعه چانه دار بود). اما از اون شوخی هایی بود که جدی شد و واقعاً خودش بود. تو صف ویزا هم، ما رو همراه این خانم و دو طفل صغیر دلبندش که دست کم بیست سال داشتند در یک صف، دسته بندی کردن. کنار صندوق رای هم یکی از آقایون که ریش بلند طالبانی تا ...رو سینش داشت، آشنا بود. اون روز تو فرودگاه اومده بود دنبال همین خانم و بچه هاش.
دو-وارد سالن که خواستیم بشیم، یک آقای سلطنت طلب اون ور خیابون ایستاده بود، پرچم ایران شیر و خورشید دار دستش گرفته بود، چشم دوخته بود به ما و از ته حلقش فریاد میزد مرگ بر جمهوری اسلامی. البته نمی دونم منظورش ما بودیم که تو امریکا هم ول کن معامله نبودیم و داشتیم رای می دادیم و اسممونو بلد نبود به جمهوری اسلامی که واجب الفحش حسابش می کرد فحش می داد یا واقعا شانسی نمایشش با رسیدن ما همزمان شده بود.
سه-به عنوان یک ایرانی مسوول، نمونه و درستکار رفتم رای دادم و موقع برگشت، شناسنامه، پاسپورت آمریکایی، کارت ملی، صبر کنید هنوزم هست! و موبایل یه آقایی رو اشتباهی به جای مدارک خودم که قبلشم اصلا رو میز نبودند و توی کیفم بودند، از رو میزی که رایمو نوشتم، بلند کردم و آوردم. دوید دنبالم و گفت مدارک منو اشتباهی بردید. بعد مدارکو که گرفتم جلوش گفت موبایلمم بردید!!!! دربون ریشوﺋه هم گفت پولاشو ببرید اما پاسپورتشو نه. خواستم بگم که نمیشد آخه من فقط تو کار پاسپورت و جعل مدرک و اینام، رفیقمم موبایل آب می کنه، دیگه نگفتم.
چهار- بعد از رای دادن وقتی رسیدم شرکت، هنوز تو فضای انتخابات بودم و خانم چادریه و اینا به سکیوریتی تو لابی گفتم: سلام. همین طوری که نه چون چشماش چارتا شد و جوابمم رو نداد، فهمیدم که فارسی گفتم سلام! دیگه انگلیسیشم نگفتم. سرمو انداختم پایین، کارت زدم و سوار آسانسور شدم. کی حوصله داشت توضیح بده فحش نداده، فقط اشتباهی سلام کرده. آخه خودش اومده شرکت اما رایشو سپرده دست اون خانم چادریه و آقا طالبانیه. این چه می دونه دنبال رای گشتن چیه. انتخابات تحریمی و غیرتحریمی وحزب اصول گرا و اصلاح طلب رادیکالی و ممیزی و اعشاری و مخرج مشترک همشون کیلو چنده!
/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاله

خب اون خانومه اومده آمریکا چی بگه؟ بیاد ایران به جاش ما بیایم آمریکا![راک]

پریسا

خوشحالم که امید هر چند هم که کورسویی بود، نا امید نشد. باشد که امیدوارتر بشیم و مردم با واقع بینی و توقعات معقول، این امید رو حفظ کنن.

هنا

امید همه رنگیش خوب است!

تارلا

امیدوارم .اقعا اصلاحاتی در کار باشه و البته اصلاحات درست و عقلایی و پاینده. از خاطرتون هم لذت بردم! مخصوصا بلند کردن اموال مردم!![گل]

شیخ

دمت گرم که در امید ملت شریکی.

مامان آرمان

عالی بود نمره بیست ....باز در قلمت ، طنز تلخ زیبایی بود ....

مامان امیرسام

پس جدی جدی امیدی هست! من در آن شبی که در سعادت آباد باشال بفش الکی شادی میکردم احساس میکردم که واقعا الکی دارم شادی میکنم.... خاطره رای دادنت هم عالی بود . یعنی یک یپیدا شد یه سور زد به من. دیگه موبایلشو چجوری برداشتی [زبان][قهقهه]

sheila maman nima

I am also cautiously hopeful.

لعیا

من از نسل مرثیه و نوحه و معلم پرورشی ام. شادی کردنم هم از جنس غم است... اینو به راستی قبول دارم و با همه ی وجود حسش می کنم! امید... کاش من هم ذره ای حتی ذره ای داشتم...

فاطمه مامان صبا

خاطره بامزه ای بود.....یعنی یارو چه فکرایی که نکرده راجبت.....جالب بود...راستی یه سوال اگه نخواستی جواب نده فقط واسم سوال پیش اومده که موقع رای دادن باید حجاب داشته باشید؟یا نه مختارید هرجور خواستین بیاین....و اینکه تو تمام شهرهای امریکا صندوق هس یا شهر شما جزو شهرهای بزرگه که میشه توش رای داد