عبور از خط پایان

می دانم یکی دیگر از پاسخ ها برای من آنست که اگر به او فشار نمی آوردم شاید در سه سالگی خودش به میل و رغبت به سمت بستر مستقل می رفت.

 

شاید حق با شما باشد و من اشتباه کرده ام. اما هنوز هم در انتظار تجربه مادران با کودکان بزرگتر می سوزیم و کسی برایمان نظرش را ننوشته است!

 

 

درهرحال من از خط پایان عبور کردم و کودکم تا کنون هیچ سوء رفتاری (احساس ناامنی، ترس و ...) از خود بروز نداده است که هیچ، با جسارت بیشتری از من فاصله می گیرد! در پارک بدون آنکه به دنبال رعایت فاصله اش با من باشد به دنبال توپ می دود و.... .

 

 

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین مامان آرتین

مضاف بر اینکه اون عوارض و آثار برای کودک باقی می مونه . باز هم بهتون تبریک میگم .به نظر من این جداسازی اتفاق مهمی هم در زندگیه کودک به شمار میاد و هم روابط والدین . می بوسم شلمان کوچولو رو!

لادن

آساي نازنين، جادوي قلمت هميشه من رو به اين خانه ي زيبا مي كشونه..... واقعا هوچهر دختر خوشبختيه كه مادري فرهيخته چون تو داره.... ممنون براي به اشتراك گذاشتن تجاربت و دانسته هايت..... خوشبخت و سلامت باشين..... راستي من هنوز متأسفانه نتونستم بيام.....

مريم

سلام خوشحال ميشم كه يه سري به وبلاگ من و دخترم بزني

مریم-مامان آوا

همین چیزها رو می بینم از شما ها که به آزاده گفتم اینقدر تو جلسات به نظریات سلطانی گیر نده.بهش گفتم هر کدوم از این مادرها خودشون یه پا روانشاس و کودک شناس هستند.مرسی .به منصوره هم گفتم .خودم رو لایق داشتن دوستهای فهمیده و باشعوری مثل شماها نمی دونم.[لبخند]

خانم شاد

سلام وقتی پست قبلیت را خواندم تصمیم داشتم برایت از تجربه خوذم بنویسم؛اگر چه دخترک من از هوچهر کوچک تر است اما وقتش را پیدا نکردم. حالا با خواندن این پست سوالی برایم پیش آمد که مرا دست به کیبرد کرد. من از بدو تولد دخترکم را در تخت خودش و نه در تخت خودمان می خواباندم و هر بار (اگر چه نیم ساعت یک بار )برای خوردن شیر بیدار می شد ، او را در آغوش گرفته شیر می دادم و دوباره به تختش که کنار تخت ما بود باز می گرداندم.از آنجا که خوانده بودم که 12 تا 18 ماهگی بهترین سن جدا کردن اتاق کودک است ، از یک سالگی تختش را به اتاق خودش بردم و از آن موقع به راحتی در اتاق جدا آن هم بدون چراغ خواب می خوابد و اگر نیمه شب برای خوردن شیر بیدار شود (که البته خیلی کمتر شده است ) من به اتاقش می روم و او را شیر می دهم.با گذشت حدود 8 ماه از جداخوابیدن او تا حالا مشکلی در این رابطه نداشته ایم .اما مشکل ما جای دیگری است که گفتم شاید شما بتوانید به من کمک کنید :

خانم شاد

دخترک من از بدو تولد بسیار کم خواب بوده و هنوز هم همین طور است.به علاوه به علت گریه های فراوان او در سال اول تولدش ما مجبور بودیم او را برای خواباندن تکان دهیم(در تخت کوچک آن موقعش).حالا او اصلاً نمی تواند به تنهایی بخوابد و ظهرها هنگام شیر خوردن می خوابد(که نمی دانم اندکی بعد که او را از شیر بگیرم چه می شود ) .و شب ها هم همسرم او را در تابش( از این تابهایی که به بارفیکس وصل می شود) می گذارد به همراه موبایل که صوتی را که او دوست دارد می خواند و نیم ساعتی تابش می دهد تا بخوابد و بعد او را به تخت منتق می کند.آیا خوانده اید مطلبی در مورد نحوه رفتار با این قسم کودکان ؟آیا باید بر اینکه خودش بخوابد اصرار کنم ؟البته او در چنین شرایطی به شدت گریه می کند(هر چند تا به حال جدی امتحانش نکرده ام چون نمی دانستم کار درستی هست یا نه )ممنون می شوم چنانچه تجربه ای در این زمینه دارید یا در کتابی یا وبلاگی چیزی خوانده ای برایم بنویسید.

بانوی مهر

عزیزم ، دختر من 8 ساله ست ، از2 سالگی تا 5 سالگی جدا می خوابید . خوب و بدون مشکل . اما ماجرا از آنجا آغاز شد که سایه ها براش ترسناک شدند . از مهد ، دزد بازی !!! یاد گرفت و ترس از این که تنها بمونه . تا همین امروز باز جدا می خوابه اما نصفه شب یا دم دمای صبح حتماً به اتاق ما میاد .... قبل از خواب ، با هم زیاد حرف می زنیم . کمی پیشش می مونم و از خواب های خوب دیدن باهاش صحبت می کنم . خواب گل های زیبا و رنگارنگ و خوش بو . خواب رنگین کمان و هر تصویر زیبا و رنگارنگ ممکن .... با حس خوبی به خواب می ره اما تقریبا 4 روز در هفته حتما نصفه شب یا دم صبح سر از اتاق ما درمیاره .... و مثل دخترک شما به محض رسیدن ، به خواب می ره . انگار که به امنیت رسیده باشه ...

پوپک

خوب بهت تبریک میگم آسا که این مرحله رو هم پشت سر گذاشتی . راستش من نسبت به کتاب های ترجمه شده خیلی حس خوبی ندارم چون هم شناخت نسبت به نویسنده ندارم هم اینکه حس میکنم سیستم زندگی اونها با ما فرق میکنه و ما بیشتر احساساتی هستیم و طبعا بچه هامون هم همینن . به شخصه معتقدم بچه ای که تا صبح چندبار بیدار میشه آب میخواد ، شیر میخوره و... هنوز آمادگی جدا خوابیدن رو نداره . و مادر هم دیگه توانی برای روز بعدش براش نمیمونه . به هرحال مرسی که تجربیاتت رو میگی

نیایش

سلام دوست خوبم! هر سنی دغدغه ها و شیرینی خاص خودش رو داره!خوش باشید و برفراز! کتاب چگونه با کودکم رفتار کنم تقریبا برای هر مشکلی پاسخی دارد این کتاب ترجمه ای از چند مترجم و زیر نظر دکتر سهامی چاپ شده! امیدوارو به دردتان بخورد!