هوش عاطفی

 

 

در اولین نگاه شاید رفتار والد راهنمای عاطفه بسیار شبیه رفتار والد بی اعتنا باشد، زیرا هردوی آنها جاشوا را هدایت کردند تا درباره چیزی غیر از خانه ماندن فکر کند. اما تفاوت مهمی بین این دو وجود دارد. دایان به عنوان یک راهنمای عاطفه، اندوه فرزندش را پذیرفت، به او کمک کرد تا بر آن نام بگذارد، به او اجازه داد تا احساس هایش را تجربه کند و هنگاهی که او گریه می کرد، در کنارش بود. دایان سعی نکرد حواس جاشوا را از عواطفش منحرف کند. به علاوه او مانند مادر ناراضی جاشوا را سرزنش نکرد که چرا غمگین است. او به پسرش نشان داد که به احساس های او احترام می گذارد و فکر می کند که خواسته هایش موجه هستند.

والد راهنمای عاطفه بر خلاف مادر بی عنان، حدود را تعیین می کند. دایان چند دقیقه برای رسیدگی به احساس های جاشوا وقت گذاشت، اما او را متوجه کرد که حاضر نیست دیر به اداره برود  و قولی را که به همکارانش داده بود زیر پا بگذارد. جاشوا ناامید شد، اما این احساسی بود که او و دایان می توانستند با آن کنار بیایند و پس از آنکه جاشوا این فرصت را یافت که عاطفه اش را تشخیص دهد و تجربه کند و قبول کند، دایان به او نشان داد که این امکان وجود دارد که به ورای احساس غم برود و به امید تفریح روز بعد باشد.

 

 

 

                                                                                                                                                                                                         ادامه دارد..............

 

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان

واقعا در مقام مثال می توان تفاوت رفتارها را قیاس کرد ممنونم از این پست جامعت [قلب]

مامان فراز

منم اتفاقاً همین چند روز پیش رفتم سراغ همین کتاب و این مطالب رو دوباره خوندم. کار خوبی میکنی که می نویسیشون. مرور دوباره و دوباره شون خیلی موثره. هوچهر مادر رو هم ببوس از طرف من با این شیرین کاری هاش و مامان بازیش[قلب]

نیایش

عالی بود من هم این روز ها با کتاب «معجزه تشویق» چنین حالی دارم و توصیه می کنم آن را حتما مطالعه بفرمایی!

مریم-مامان آوا

من به شدت عاشق خوندن خلاصه کتابهای اینچنینی هستم و برای همین هم تو وبلاگ خودم هم دارم این کار رو می کنم.ممنون.لطف بزرگی می کنی و گرچه تایپ واقعا خسته کننده است ولی خیلی به درد بقیه خصوصا مادران بی وقتی مثل من می خوره.باز هم ممنون و منتظر ادامه اش هستیم.

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم فاصله خوب و بد فقط توی چندتا جمله است. خیلی خوبه که اطلاعاتت رو به اشتراک میگذاری. [قلب]

نیکو

جالبه من این کتاب رو نخوندم ولی منم هر روز صبح قبل از تحویل دخترم به مهد باهاش صحبت میکنم و در مورد اینکه اونروز تو مهد چه برنامه هایی داره و اینکه وقتی رفتم دنبالش با هم کجا ها میریم و چه کارهایی میکنیم حرف میزنم . و فکر میکنم از وقتی این کار رو میکنم راحت تر میره مهد .

مانا و مانیا

سلام دستتون درد نکنه که رفتار صحیح با مارو به بزرگترها آموزش میدین.[چشمک] از اینکه به فکر ما هستین ازتون ممنونیم. اینا هم سهم هوچهر از این بازدید مردمی ما : [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

زرافه خوش لباس(مامان عرفان)

بايد اين کتاب را هم به کتاب هاي زير متکايم اضافه کنم. فکر کنم به درد خودم هم خيلي بخورد. ممنون که زحمت مي کشي و مي نويسي

آرین و مامانی

سلام آسا خوبی؟ چه خبرا ؟ خوش میگذره ممنونم بابت معرفی کتاب واقعا رفتار کردن مثل این کتابها دشواره ولی باید تمرین کنیم مرسی عزیزم حتما میخرمش هوچهر نازنین رو برام ببوسش[ماچ]

مامان امیرسام

به نظر کتاب خوبی میاد .حتما می خرم وممنون برای معرفی اش. ولی راستش خیلی درم نکردم. یعنی تو این مثال واضح بود ولی برای اتفاقهای دیگر تمایز اینا با هم به نظرم کمی مشکل است و اینکه در برابر هر حرکت کودک آنقدر سریع باید تصمیم بگیری که گاهی فرصتی برای اندیشیدن برای چگونه رفتار کردن نیست مگر اینکه در زیرساخت های رفتاری خودمان از قبل تغییر اساسی بوجود اوری.... بازم ممنون دوستم.