ما دو انتخاب داریم

 

اصولاً زندگی ما، بهشت و جهنم ما، بر پایه انتخاب هایمان شکل می گیرد. 

یکی از انختاب های سرنوشت ساز ما انتخاب هایی است که هنگام رفتار با کودکمان برمی گزینیم. وقتی می خواهیم کودک را به رفتاری واداریم دو انتخاب داریم:  اینکه در صورت انجام آن کار تشویقش کنیم، یا در صورت عدم انجام آن کار تنبیهش کنیم.

حالت اول:  اگه دستاتو بعد از غذا بدون گفتن من بشوری، یه استیکر می گیری، بعد اگه تونستی تا آخر هفته بیست تا استیکر جمع کنی، می برمت شهر بازی.

حالت دوم: اگه دستاتو بعد از غذا نشوری، کارتون نداری.

 

حالت اول دنیا را برای کودک زیبا می سازد. شستن دست با خاطره خوش همراه است و با رغبت صورت می گیرد. حالت دوم ترس از جهنم و تصاویر جهنم وادارش می کند تا کار را به انجام برساند و قطعاً جهنم قاطی خاطرات کودکیش می شود. 

 

حالا انتخاب با ماست که می خواهیم کودکی کودکمان را سرشار از بهشت کنیم یا جهنم!

 و البته به واقع کودک حق دارد دستانش را نشوید و به جهنم نرود و کارتون ببیند و داستان برایش خوانده شود. 

و به طور قطع، وعده بهشت دادن و بهشت را به رخ کودک کشیدن نیاز به خلق بهشت دارد. حتماً تهدید آسانتر است و نیازی نیست آخر هفته مان را در شهربازی بگذرانیم تنها برای آنکه کودک همه هفته تلاش کرده تا رفتارهای بهتری داشته باشد!

 

و این یعنی آب بستن لای تربیت!

 

حالا می توانیم برویم به دنیای آدم بزرگ ها، همه آب هایی که بسته شده لای تربیتشان را پیدا کنیم. ببینیم کدامشان دنیا را زیبا می بیند، کدامشان زشت، در کدامشان رفتارهای خوب نهادینه شده؛ رفتارهای خوبی که والدین برای وجودشان، انرژی و حوصله و مهربانیشان را خرج کرده اند. ببینیم برای کدامشان حوصله و وقت و انرژی و هوش خرج نشده. کدامشان مسواک می زند، کدامشان نه! کدامشان مسوولیت پذیر است کدامشان نه.

 

بله! کارنامه ما را هرکس با دقت نگاه کند، خواهد دید. خواهد دید کجا آب بستیم و تربیت را بی مایه فروختیم. بله باز هم انتخاب با ماست!

 

 

 

 

/ 16 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان امیرسام

من هم نظرم با سولماز عزیز تقریبا موافق است در مورد تربیت نسل خودمان. اما خوب بچه های ما از نسلی دیگر و در جامعه ای به شکلی دیگر بزرگ میشوند و دقیقا نمیدونم باید چکار کرد!

مامان پریا

تجربه ام این بوده که هیچ راهی نیست که از درست بودنش مطمئن بود!

لبخند ماه

درود بر شما مادر فهیم و نکته بین مدتیه وبلاگ شما رو می خونم و از دقت نظر شما لذت می برم. چیزی که مشخصه اینه که ما مشکلات عدیده فرهنگی داریم که در تربیت بچه ها اثر نامطلوب داره. نکته ای هم که شما گفتی درسته ولی همه ی ماجرا نیست. به نظر من (با توجه به نحوه بزرگ شدن و عقاید الانم که حدود 30 سال سن دارم) مهم ترین چیزی که در تربیت مهمه قوی بار آوردن و حق انتخاب دادن به بچه س. اینکه جوری باهاش برخورد کنیم که بتونه خوب و بد رو تشخیص بده و کمبودهای تربیتی و اجتماعی زمان کودکی ش رو جبران کنه. به من همیشه بهشت وعده داده نشده ولی طوری بزرگ شدم که خودم برای خودم بهشت ساختم هرچند هنوز همه چیز مطلوب نیست ولی امید برای آینده بهتر خیلی زیاده. ممنون از توجه شما و به اشتراک گذاشتن تجربیات خوب تون. در شادی و آرامش...

نسرین

کاش در کارنامه امان نمره قبولی بگیریم

مامان دیبا و پرند

سلم دوستم با کمال میل به ادامه مطلب می رویم. ولی موضوع اینه که کلی دچار افسردگی میشیم آخه. از بار سنگین مسئولیتی که روی دوشمون هست و نمیدونیم داریم باهاش چکار می کنیم . [قلب][وحشتناک]

هنا

من واقعا نگران شدم! کسی اینجا نیست؟!

زری

سلام خوبی خانمی؟؟؟ چرا نمینویسی؟ ببخشیدا شما فقط واسه دل خودت نمینوسی که اینقدر دیر به دیر اپ میکنی! باید هفته ای دو تا مطلب جدید بذاری.(باید را داشتی؟)

منصوره مامان نورا

اول این که این اصطلاح آب لای تربیت بستن خیلی تازه و در عین حال گویا و درست بود . می دانم که لای تربیت خودم تا دلت بخواهد آب بسته اند ، نتیجه اش سبب نشده بدبین باشم و به قول سولماز فکر کنم که دنیا جای بدیست ، اما از طرفی ایمان دارم این آب بستن یک جایی روی ساخته شدن من اثرات غیر قابل جبرانی گذشته ، هیچ بعید نیست همان قسمت های منی که دوستش ندارم از آنجاها آمده باشد. فکر می کنم نمی شود همه ی بچه ام در اختیار من باشد ، او قطعا ذات و سرشت و خمیر مایه ای دارد که در آنچه که خواهد شد بسیار دخیل است اما می شود من تمام سعی ام را بکنم که آب لای تربیت کودکم نبندم ، مسامحه و مصالحه ی بی جا نکنم و کودکم و نیازهایش را بشناسم و با احترام به سرشت و ذات و خواسته هایی که دارد به او نزدیک باشم تا خطاهای مرا دوباره تکرار نکند و خطاهای خودش را داشته باشد و بتواند پیشتر برود .