ننه قدقد

ننه قدقد در نوشتن زندگی می کند

A good mommy of course is a happy mommy

 

 

برای خواندن پست بلاگ اسپاتی به ادامه مطلب بروید.


 

 

 

 

نمی دانم چه شد که ناگهان تصمیم گرفتم روی صندلی داغ بنشینم و از دخترک بپرسم: می گم! هوچهر من مادر خوبی هستم؟

هوچهر: نه!

من: چرا؟

هوچهر: چون هپی* نیستی، سد** هستی. باید بخندی.

من هم لبخند زدم.

هوچهر: نه، ببین اینجوری.

به گونه ای لبخند زد که تمام دندان های کوچک سفیدش نمایان شدند و چشم هایش را نیمه باز نگاه داشت و گفت: ببین، دیدی مادر؟

من هم خندیدم. من هم چشمانم را نیمه باز کردم.

بعد هوچهر گفت: خب حالا اینجوری کن و صدای قهقهه ای را تقلید کرد.

من هم با چشمان نیمه باز خندیدم و قهقهه زدم. راستی چه شادی آفرین است حضور دخترکی که می دود از این سو به آنسوی منزلم. این بار از ته دل خندیدم، از ته دل و با هم خندیدیم.

حالم بهتر بود. غم ها برای زمانی پر کشیده بودند؛ غم هایی که گمان می کردم از چشم تیزبین دخترکم پنهانشان کرده بودم.

من: حالا مادر خوبیم؟

هوچهر: ببببببببببببببببببببببلللللللللللللللللللللهههههههههه!

 

 

 

*happy

**sad

 

 

 

 

 

 

 

   + ننه قدقد ; ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢۳
comment نظرات ()