ننه قدقد

ننه قدقد در نوشتن زندگی می کند

قهر اشتیاق

 

 

همان یک انگشت که رها شد؛ همان انگشت از دستی که نوشتن فراموش کرده و تنها تایپ کردن می داند با ضربان میرای اشتیاق که شاید بتواند باز احیا شود و جان بگیرد، خواهد نوشت.

 

از تولد هم خواهم نوشت که بارها در پیام های خصوصی خواسته اید و  از ننه قدقد و هوچهر.

 

یادم هست وقتی سینما آزادی با خاکستر یکسان شد، پس از چندی یک تابلو در خاکسترها نصب کردندکه نوشته بود: سینما زنده است.

 

حالا این تابلوی من است:

ننه قدقد زنده است!

 

 

 

 

   + ننه قدقد ; ۳:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٦
comment نظرات ()