ننه قدقد

ننه قدقد در نوشتن زندگی می کند

فریاد کودکانه اش در پاکت شیرکاکائو موج می اندازد و به گوشم می رسد

 

 

 

دخترکم! نمی دانی که چه شادم که می توانم فرصت علاقمندی به محیط  اطرافت را برایت فراهم کنم؛ آن فرصت که بتوانی گاه آن زمان که عاشق رفتن نیستی به آسانی بایستی. نمی دانی چه شادم که می دانم با اشتیاق به سوی مهدکودک می شتابی.

 

نمی دانی روزهایی که با رغبت پا به مدرسه نگذاشته ام چه غم ماندگاری در ذهنم کاشته است و نمی دانی غایت آرزویم این است که فردا روز هم آن خالق هستی باز این نعمت بی بدیلش را نثارمان کند و بتوانی با اختیار و اشتیاق راه را بپیمایی و چون اشتیاق تنها کمی کمرنگ شد، از رفتن بایستی تا باز با اشتیاقی بی انتها راه علم آموزی را بپیمایی.

 

 

 

   + ننه قدقد ; ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۳
comment نظرات ()