ننه قدقد

ننه قدقد در نوشتن زندگی می کند

قسمت دوم: فردای امیدهایم

ممنون از نظرات ارزشمندی که برایم گذاشته بودید؛ نظرات دلگرم کننده و آموزنده تان که چراغ روزهای تاریکم بود

 

همانطور که مشاهده می کنید، خاطرات را به صورت روزانه نوشته ام.

امروز که می نویسم،  اطلاعات این پست مربوط به گذشته است اما ریز به ریز ثبت کردم برای دلم، برای دفتر خاطرات خودم، کودکم و خانواده ام و برای کمک به آنان که برای نخستین بار کودکشان را به مهدکودک می فرستند. برای این تازه مادران تا بدانند تنها نیستند، احساساتشان طبیعی است و بدانند مسیر همین است و استقلال کودک با گریه همراه است و پایان این جاده صعب العبور به یک بهشت کوچک و جمع و جور ختم می شود. آنگاه با صلابت و آرامش بیشتر  برای رسیدن به انتها گام برخواهند داشت.

 

 

 

   + ننه قدقد ; ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۳٠
comment نظرات ()