ننه قدقد

ننه قدقد در نوشتن زندگی می کند

گدایی

 

 

دست هایم را روبرویت دراز می کنم تا جرعه ای محبت در آنها بریزی.

یک نفس سر می کشم آن چند قطره را و گم می شوند در چاله های بی انتهای وجودم و من می مانم و دست های کاسه شده خشکیده ام که گدایی در شیارهایش موج می زند.

 

 

   + ننه قدقد ; ۳:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٧
comment نظرات ()