ننه قدقد

ننه قدقد در نوشتن زندگی می کند

تاج

 

می بخشید برای این غیبت صغری.

ممکن است بخواهیم برای یک غیبت کبری آماده تان کنیم، اما ما زود ظهور می کنیم! مسافرت که تمام شد!

 

 

ادامه مطلب.....

 

 


یک روزی چشم باز کردم و تاج مادری روی سرم بود.
چه با شکوه بود و چقدر پر بودم از هیجان، دیدن تصویر باشکوهم در آینه.

شب که می شد می خواستم تاج را در بیاورم و بگذارم کنار متکا و آسوده بخوابم. افسوس که فراموش کرده بودم پیش از خرید تاج، ترمز اند کاندیشنش* را بخوانم! این تاج ابدی بود، در خواب و بیداری. دیگر خواب شب بر من حرام شده بود. بعد یک زمان هایی یک راه هایی پیدا شد که تاج را برای ساعاتی در بیاورم. مثلاً زمان هایی که سر کار بودم. بعد وقتی می رفتم توی آینه هیچ تصویر بی تاجم را دوست نداشتم. بله..... در ترمز اند کاندیشنی که نخوانده بودم، نوشته بود حمل این تاج پر از پارادوکس است.

اما یکی از زمان هایی که این تاج باشکوه تر از هر زمان دیگری به نظر می رسد، روز مادر است.  وقتی دختر کوچکت می ایستد روبرویت و شعری را که برای روز مادر از بر کرده برایت می خواند. قرار بود روز مادر روبرویمان بایستند و دخترک ایرانیم تکخوان گروه آمریکایی باشد و برایمان بخوانند که ما امیدشان هستیم و رویای شب و روزشان و چقدر دوستمان دارند. اما دخترک مسوولم به مربی گفت که روز مادر حضور نخواهد داشت و مسافرت است و از مربی خواسته بود، تکخوان دیگری را برگزیند. وقتی برایم تعریف کرد، خستگی پنج ساله حمل تاج روی گردنم هیچ شد، وقتی می دانستم چقدر آرزو داشت تکخوان باشد و تنهایی تصمیم گرفته بود زودتر به مربی اعلام کند تا گروه تقدیم محبت به دردسر نیفتد. در واقع قرار بود راز شعر خواندن برای مادران در روز مادر، بین مربی و کودکان بماند و این گونه بود که من نه می دانستم که شعر تمرین می کنند و نه می دانستم کودکم تکخوان شده. تنها وقتی گفتم ده روز دیگر وکیشن**خواهیم بود، پرسید یعنی مادرز دی*** اینجا نیستیم؟ و گفتم که نیستیم. بعد هر روز سراغ دوازدهم می را گرفت. وقتی دوازدهم می شد، روبرویم ایستاد و برایم شعر خواند و دیروز که سیزدهم می بود، قبل از خواب گفت که خیال داشته برای روز مادر برایم نقاشی بکشد و نمی داند چرا فراموش کرده و نمی داند چرا چشم هایش باز نمی مانند وگرنه حالا که یادش آمده می خواهد نقاشی اش را برایم بکشد و البته ساعت یک نیمه شب بود! و ما همه قوانین والد بودنمان را به مناسبت سفر ملغا اعلام کرده ایم و هوچهر تا نیمه شب بیدار است و هر چقدر که دلش خواست کاکائو می خورد و .. .

حالا تاجم را گذاشته ام روی سرم و با افتخار در بابش می نویسم. می نویسم که دیگر عضلات گردنم جان گرفته اند، دیگر با تاج شب ها هم آسوده می خوابم. شاید نه با بی غمی و بی خیالی ایام پیش از مادری اما خوابم از جنس دیگری است و خواب با کیفیت (با زمان کم و خستگی در کنندگی بالا!!!!) یک مفهوم جدیدی است که پیشتر با آن آشنا نبودم. می نویسم که روز مادر با تاخیر مبارک. می نویسم که اگر مادری را هنوز تجربه نکرده اید، هیچ غرغرهای مادرانه ما را جدی نگیرید . برای مادر شدن حساب و کتاب کنید، اما نه خیلی! زیاد حساب و کتاب ندارد، طبیعتش بی حساب و کتاب است و به ریش همه حساب و کتاب هایتان خواهد خندید. بعد دورانداز مادرانه ما مادرهای غرغرو را در نظر بگیرید. باور کنید حضور این تاج،  زیبایی های زنانه را صد چندان می کند!

*terms & condition

**vacation

***mother’s day

 

پانوشت: در آمریکا بخش زیادی از خریدها یا پرداخت ها و ... را باید به صورت آنلاین انجام دهیم. قبل از خرید باید ترمز اند کاندیشنش را با دقت بخوانیم تا کلاه های مربوطه را شناسایی کنیم. مثلاً نوشته این بلیط کنسرت که می خرید یا بلیط هواپیما  را نمی توانید کنسل کنید یا درساعتش یا جای صندلیش تغییری ایجاد کنید، یا باید سی درصد به خاطر فلان مورد اضافه پرداخت کنید که ما بعداً از حسابتان کسر خواهیم کرد. یا این دامنی که می خرید را نمی توانید پس بدهید. اصولاً با توجه به اینکه پیشتر تنها برخورد با عبارت "ترمز اند کاندیشن"، موقع نصب نرم افزار بود و طرف حساب یک شرکت معتبر (مثلاً ماکروسافت)، خریداران بدون خواندن ترمز اند کاندیشن موافقت خود را تند تند اعلام می کنند! بعد چند بار که چند فروشنده باهوش و متقلب چینی، که در ترمز اند کاندیشن، مورد حساس را خیلی ریز یک جایی نوشته اند، سر راهتان قرار گرفتند و استوپید تکس**** از جیب مبارک پرداخت کردید، یاد می گیرید، ترمز اند کاندیشن را با دقت و حوصله مطالعه کنید! این هم توضیح ماجرای ترمز اند کاندیشن یاد شده در متن فوق!

****stupid tax

 

 

 

 

 

 

   + ننه قدقد ; ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٤
comment نظرات ()