ننه قدقد

ننه قدقد در نوشتن زندگی می کند

دل خوش سیری چند

نمی داند سنبل چیست، سبزه و سمنو و سنجد را هم نمی شناسد، چند بار می پرسد و از من می خواهد تا باز هر کدام را که فراموش کرد، تکرار کنم. پیش از آنکه بخوابد همه را از بر است.

شش صبح با پتو در آغوشم می نشیند تا سال تحویل شود.

 

پس از تحویل سال سه نفره مان، یکدیگر را در آغوش گرفتیم و بوسیدیم اشک هایمان را مخفی کردیم. 

و من خیال دارم با خودم روراست باشم و بپذیرم که عیدش زورکی بود و این عید اول بود و اینهمه زورکی بود. عید، بیرون از ایران عید نیست، بوی عید نمی دهد. کریسمس هم مال ما نیست و هیچ وقت نخواهد شد. شک ندارم. همه هفت سین هایی که این روزها اینجا پر رونق تر می شوند دلیل کافی برای اثباتش است.

 

اگر تصمیم به مهاجرت دارید، در ایام نوروز از مهاجران نظرشان را درباره مهاجرت نپرسید! 

 


 

عیدتون مبارک، اگه تو ایرانید حالشو ببرید.

 

   + ننه قدقد ; ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢
comment نظرات ()