ننه قدقد

ننه قدقد در نوشتن زندگی می کند

100

پست

ب

ل

ا

گ 

ا

س

پ

ا

ت

ی

 

ادامه 

م

ط

ل

ب

.

.

.

 

 


 





خدا کند آدمیزاد بخواهد از زندگی لذت ببرد. در آنصورت حتماً یک دلیلی برای لذت بردن  و شاد شدنش خواهد یافت و به گمانم تفاوت ریشه ای ما با مردمی که مرثیه و مرثیه خوانی اصل اول زندگیشان نیست، در همین است.

امروز در مدرسه هوچهر جشن داشتند. جشن اینکه می توانند تا صد بشمارند. هر کودک باید صد عدد از چیزی می شمرد و با خودش می آورد به این جشن صد و تاج صدشمار بودن را بر سرش می گذاشتند. آن چیز می توانست دانه های اسمارتیز، پفک ، سکه، لگو و یا هر چیز دیگری باشد.

هوچهر میوه های  درخت بلوط *را جمع کرده بود.

اما نه صدتا که صد و دوتا. دخترک گفت: مادر من صد و دوتا برداشتم. دوتاشونو سنجاب جویده بود. می خوام ببرم به دوستام و میس جنت** نشون بدم. بعد جای دندان های سنجاب را به من نشان داد.

 

در ایران خیابان ها پر از گربه است و اینجا پر از سنجاب. اما ما هنوز از دیدن سنجاب ها و البته جای دندان هایشان هیجان زده می شویم.

*acorn

** Ms Janet

 

 

 

   + ننه قدقد ; ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢۳
comment نظرات ()